یکی از واژه های خوبی که در مقابل معنای فرنگی آن در زبان فارسی به کار می رود مهندس است. مهندس اصطلاحاً به کسی گفته می شده که هندسه می دانسته و نقشه اجرای وسایل و یا ساختمان ها ( چیزی شبیه معمار) تههی می کرده است. این واژه از زمان فردوسی در شاهنامه به کار رفته است و جایی که خود من اولین بار این واژه را دیدم خمسه نظامی بود. جالب اینکه وقتی نظامی می خواهد فرهاد را معرفی کند می گوید فرهاد یک مهندس بوده است :

که هست اینجا مهندس مردی استاد

جوانی نام او فرزانه فرهاد

 

ارادتمند - وحید

 

پی نوشت :

البته طبیعتاً پیروزی خسرو بر فرهاد هیچ ربطی به برتری ثروت بر علم و هنر نداره :))